تبلیغات
کمی راحتتر، کمی خودمانی تر - آینه ای در برابر آینه ات می گذارم
 
کمی راحتتر، کمی خودمانی تر
فاش می گویم و از گفته خود دل شادم..... من عاشقم
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : siavasha24
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
کلافه بودم، حسابی. چیزی توی دلم ریخته بود!
اینطور مواقع باید پیاده راه برم و فکر کنم ولی از این شهر کوفتی که هیچ جایی برای پیاده روی نداره متنفرم. ناچارا شروع میکنم توی اتاق راه رفتن و فکر کردن. دستهام رو میذارم توی جیب شلوارم و توی اتاقی که تنها با نور چزاغ مطالعه روی میز روشنه دور میزنم. سرم پایینه و مدام در حال طرح پرسش هایی هستم که خودم هم جوابشون رو نمیدونم. لعنتی.لعنت. دیگه چیزی نمونده.هیچی. تمام سادگی از بین رفت.

یک دفعه وایمیستم، نگاهم رو به بالا میکشونم. روبروی آینه ایستادم. هیچوقت تصویرم کاملم رو توی آیینه ندیدم. هرگز.تمام آیینه ها برای من کوچکند. من در قاب اینان نمی گنجم. من هیچوقت چشم های خود را نخواندم. هرگز به عمق وجود خویش خیره نگشته و چیزی نیافته ام.

برمیگردم. روی صندلی مینشینم، لابلای پوشه ها به دنبال البوم های سیاوش میگردم یافتم! فرنگیس را پلی میکنم و دوباره همان سوال ها را از خودم میپرسم و هنوز هیچ جوابی ندارم.متنفرم از دنیایی که هر چه را دوست دارم بر نمی تابد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 13 آبان 1396
siavasha24
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر